تبليغاتX
معراج
مولانا
 

این عکسه محدثه  سلام شیرینه خوش زبونم هنوز نامه قشنگتو دارما.

 

 می دونستی چقد خوشحال شدم وقتی درو باز کردم و نامه رو با اون پاکت خوشگل که

 

خودتون درست کردین دیدم راستی نگین و نیلوفر خوبن؟

 

محدثه محدثه محدثه تو اولین فرشته بودی...............

اینم عکس آقا رضاست  سلام رضا اسمتو که میارم یاد شیطونیات ...

 

یادته می خواستی خدا رو بکشی و کشیدی!

 

وای یه خاطره از رضا:

 

رضا یه خواهر کوچولوی دو ماهه داشت که اسمش بود زهرا .

 

 یه روزی رضا داشت زرافه میکشید

 

که یکی از پسرا اومد در گوشم گفت : زرافه رضا چاقالو شده

 

دیگه چشمتون روز بد نبینه که چقد ر اینا دوییدن منم دونبالشون

 

بزن بزن .حالا چی بود رضا شنیده بود زهرا!!!!!!

 

دیدم بهش می گه اسم خواهر منو آوردی....خلاصه نگهش داشتم بعد اینکه تازه روشن شد

 

بهم گفت خانم شانس آوردا اگه اسم زهرارو می یا ورد چشماشو در می یاوردم.......

 

-         راستی رضا از دعای تو بود که من بی هنرکده نموندما ممنونم ازت.

 

خیلی دلم میخواد بدونم بزرگ شدی چه جوری میشی!کاش ببینمت

 

 

اینم عکس راضیه جون سلام به راضیه ماهم که هیچ وقت منو تنها نذاشت

 

راضیه اون روزی که مامانت بهم گفت که از خواب پا میشی می گی

 

من خانم نقاشیمو دوست دارم فقط خدا می دونه که چقد ذوق زده شدم.......

 

منم دوستون دارم بچه ها وقتی پیشتون بودم دنیام عوض می شد

 

همه تون یادم می مونین حتی بچه های مدرسه  ......

 

محدثه شماره 2 موفق باشی عزیزم . ندای 1 و 2

 

1 راستی ندا جون الان باید پسرت دنیا اومده باشه الهی....

 

2 ندا تو اصل اصل دبیرستانی بودیا....

 

سودا – مریم – فاطمه – زینب – علی ... از شما خدا حافظی نکرده بودم آخه نبودین

 

خدا نگهدارتون باشه.

 

علی کو چولو عکس تو دارم  این علی دیگه آخریه 4 سا لش بود و خیلی باهوش

 

و دوست داشتنی مثله همه بچه ها... ویلون می زد اسباب بازی بود ولی خیلی قشنگ

 

-         علی من دیگه هیچ بچه ی 4 ساله ای با حوصله ی تو ندیدم هنوز........

 

از ارغوان اگه نگم دلم می مونه

 

-ارغوان آخر نفهمیدم اسمت ارمغان بود یا ارغوان اینقد که پرسیدم خودتم قاطی کردی

 

ارمغان شیطون دیگه وقت نمی شه فقط اینو یادم بمونه که:

 

این گل و کی واسه خانم معلم آورده   هاااااان ؟!!!!!!!!

 

دوستووووووووووون دارم

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 13:5  توسط الهام  |