|
|
|
|
|
ای شاه شاهان جهان الله مولانا علی ای نور چشم عاشقان الله مولانا علی
حمد است گفتن نام تو ای نور فرخ نام تو خورشید ومه هندوی تو الله مولانا علی
تخم خوارج در جهان ناچیز و ناپیدا شود آن شاه چون پیدا شود الله مولانا علی
دیو و پری واهرمن اولاد آدم مرد وزن دارند این سر در دهن الله مولانا علی
اقرار کن اظهار کن مولای رومی این سخن هر لحظه سر من لدن الله مولانا علی
ای رهنمای مومنان الله مولانا علی ای سر پوش غیب دان الله مولانا علی
داننده راز همه انجام و آغاز همه ای قدر و اعزاز همه الله مولانا علی
ما جمله سر گردان تو هم واله وحیران تو گوینده برهان تو الله مولانا علی
بردار از جانم محن مارا بده فیض سخن از توست کامم در دهن الله مولانا علی
احسان زتو ارکان زتو برهان زتو ابدان زتو هم روح وهم ریحان زتو الله مولانا علی
هم انبیا گویا زتو هم اولیا دانا زتو هم عارفان شیدا زتو الله مولانا علی
ای مرغ خوش الحان بخوان الله مولانا علی تسبیح خود کن بر زبان الله مولانا علی
خواهی که یابی زندگی بشتاب اندر بندگی تا بخشدت زیبندگی الله مولانا علی
اسمش عظیم و اعظم است غفران و فرد عالم است مولا وحق آدم است الله مولانا علی
خواهی که یابی زاو نشان جان در ره او برفشان که او جان ده است وجانستان الله مولانا علی
گر عاشقی و راه بین غره مشو خود را ببین وانگه ز جان و دل گزین الله مولانا علی
من خود کی ام ما کیست او یا او زمن یا من از او خود زنده و باقیست او یرلی یلی یرلی یلی
از خود بکلی بگذری از آب وگل گردی بری از جان و دل شو مشتری یرلی یلی یرلی یلی
گر طالب آیی پاک را طی کن بساط خاک را برهم زن این افلاک را یرلی یلی یرلی یلی
پیمانه در کش صبحدم فارغ شو از شادی و غم بربام رندی زن علم یرلی یلی یرلی یلی
چون شمس دین از ملک دین آزاد شو از کبر وکین با شمس تبریزی نشین یرلی یلی یرلی یلی
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 15:31 توسط الهام
|
|
||
|
|
|
|
|
اگر که تدبیری باشد در درک منطق هنر است ... در هنر می شود نوای هستی را شنید معراج در این عرصه روی می دهد : پروازی به فرازستان معنا ! محمدرضاشجریان |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 20:59 توسط الهام
|
|
||
|
|
|
|
|
بر بند دهان از نان که آمد شکر روزه دیدی هنر خوردن بنگر هنر روزه آن شاه دو صد کشور تاجیت نهد بر سر بر بند میان زودتر که آمد کمر روزه ای نقره با حرمت در کوره این مدت آتش کندت خدمت اندر شرر روزه سی روز در این دریا پا سر کنی و سر پا تا در رسی ای مولا اندر گهر روزه شیطان همه تدبیرش و آن حیله و تزویرش بشکست همه تیرش پیش سپر روزه روزه کر و فر خود خوشتر ز تو بر گوید در بند در گفتن بگشای در روزه
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 12:18 توسط الهام
|
|
||
|
|
|
|
|
سکوت سر شار از سخنان نا گفته است
از حرکان ناکرده
اعتراف به عشقهای نهان
و شگفتی های بر زبان نیامده
در این سکوت حقیقت ما نهفته است
حقیقت تو ومن
-این محبت چیه که رمزهمه چیه!؟
هستی که هست آهسته معصوم می مانم همانند او صبورم و رویایی
و رویایی می مانم چون تو در منی رویای زیبا.....
خدایا شکرت عاشق و عاشق ترم کن دیوانه ترم کن خاکه پاتم افتاده ترم کن
زیبا ترو خندیده ترم کن
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه یکم شهریور 1387ساعت 13:55 توسط الهام
|
|
||